این ماسک ِ قطوری که به خیالت ترا مظلوم بنماید هیچ مهارتی در اختفا کراهت درونی ات ندارد ! با تیزی چشمانی که ترا ودرونت را خوب می فهمند از تصادم شان با تــــــــــــــــــو ، زهــــــــــــر ِ تلخی به روزهای من واریز میشود . از شنیدن کلمات ِ دینی از شنیدن “دوستت دارم ” از تعفن اندرونی ات که اینهارا آلوده می کند از لمس وحس تنت ، بیزارم ….
کـــــــاش زودتر این جهنم و شیطان اش را بگریزم .کاش این کهریزک ، ماندگار و سوهان ِ وجدان ات شود ….
حالم از تــــــــــــــــــو از هـر چه منسوب به توست بهم می خورد….
Advertisement