Ur B.O

Tuesday, September 7, 10 - Leave a Response

برایم مدتی است ثابت شده بوی تن ات ؛ که از آن گریزانم ، نشانه دیگری از تندی ِ افکار منفی و شیطانی است ….حنی از عطر خوشی را که خودم برایت گرفته بودم بدم میاد ….

چون از تــــــــــــو که دستیاری ابلیسی را می کنی بدم میاد …

shameless

Tuesday, August 31, 10 - Leave a Response

چطــــــــــور میتونی درست لحظه اذان افطار یا سر سفــــــــــــــره افطار بگی : از صبح تا به حال در بیمارستان هــــــــــــوک بودم آه خسته شدم !!! تــــــــــــــــــــو خسته از تحرک شیطانی و دسیسه چینی هستی …. تـــــــــــــــــرا به هرچی که بی ایمانی دست بردار از این همه تقلا …. که چــــــــــــــی بشود ؟؟

indignant

Monday, August 30, 10 - Leave a Response

این ماسک ِ قطوری که به خیالت ترا مظلوم بنماید هیچ مهارتی در اختفا کراهت درونی ات ندارد ! با تیزی چشمانی که ترا ودرونت را خوب می فهمند از تصادم شان با تــــــــــــــــــو ، زهــــــــــــر ِ تلخی به روزهای من واریز میشود . از شنیدن کلمات ِ دینی از شنیدن “دوستت دارم ” از تعفن اندرونی ات که اینهارا آلوده می کند از لمس وحس تنت ، بیزارم ….

کـــــــاش زودتر این جهنم و شیطان اش را بگریزم .کاش این کهریزک ، ماندگار و سوهان ِ وجدان ات شود ….

حالم از تــــــــــــــــــو از هـر چه منسوب به توست بهم می خورد….

under mask of religion

Friday, August 20, 10 - Leave a Response

مـــــــــرد شریف قــرآنی ، معلم ومبلغ قرآن ، با خانه ای پراز کتب دینی ، مدیا های قـــرآنی  ، لیـــــــــــدر کاروان های هرساله حج ، خیــّـــر مساجد و مراکز اسلامی ، اینک برای پنجمین بار کیس ِ ازدواج اش را با تسلسل مکـــرر ِ دروغگــویی زیر نقاب (به عظمت قرآن ، به خـــــــــدای کعبه) ، با فحاشی های بی پروا ، با تندگویی ها و خشونت آفرینی و با دسیسه چینی ، با مکـــاری مشغول پرونده سازی است .

با پنهانکاری ها ، با یواشکی هر گوشه کنار خانه را سـَــــرَک کشیدن ها و مدارک را کم و زیادکردن ها ، بقدری خویش را اهــــــــریمنانه مشغول داشته که یا موبایل جا میگذارد یا دسته کلیدش را گم می کند یا در گاراژ از شب تا صبح باز می ماند …..

شاید روزی به اینجا بیاید امــــــــــــروز برایش می گویم : برایت وقتی نقش ِ بیمار خون دماغ شده  رابازی می کنی متاسفم .

برایت متاسفم که پسرت ترا پدر نمی خواند؛ اسم شغلی ات را میگوید .برایت متاسفم دختـــــــــــر بزرگ ات ازتو به اصـــرار مثل همان پسر آخرین ات ، می خواهد که دست از سرشان برداری .

برایت متاسفم پایگاه ابن سینایی را که به قول خودت (راست و دروغ اش بماند) برپاکردی و 10 سال طبابت ات برای آنجا رها کردی یا دوستی را که از ایران با خانواده اش آوردی ودر خانه خودت ماهها پذیرایی کردی وبه مسند معلمی قرآن در پایگاه ابن سینا  قراردادی ، هیچکــــــــــــدام ترا نمی خواهند و به جزع و فزع تـــــــــــو اعتنا نکرده حتی کلاس کثیف شان را برایت کنار میگذارند .

برایت متاسفم که از دیدار و شنیدار فرزندانت با وجودیکه حتی به تک تک شان پول دادی و تلاش کردی بخری انهارا ، محرومی . برایت متاسفم ایمیل هایت ، تلفن هایت ، پیام گذاشتن هایت ، بی پاسخ ماندند .حتی مراسم فارغ التحصیلی آخرین پسرت را ندانستی چه وقت وکجا بود !

برایت متاسفم 30 سال از خویشان و اقوام  و خاک ات دوری(خوشا آنان) برایت متاسفم هم رزمانت هم جلسه های انقلابی ات ، هم کیش و قماشان ات همان کهریزک سازان همان سخن گویان مودب و فاخـــــــــــــر کلام ، تــــــــــــرا مطهر ِ آب دهان و فاضلاب کرده از خانه و کاشانه ات بیرون انداختند .

برایت متاسفم که در بیلینگ ها در اینوستمنت ها در حق ویزبت گرفتن ها و…. مرتب دچار اشتباه و خسارت شدی و میشوی …

برایت متاسفم شانه های پهن ات را برای دیگران برای بار بری برای بردگی و تحمیق کردن ات ، سخاوتمندانه دراختیارگذاشتی و می گذاری.

برایت متاسفم که منشی قیلیپینی (زن سوم ات) درد ودلش را وبی پناهیش رابه دوستان ات میگوید .برایت متاسفم خانم مصـــــــــری (زن چهارم ات) از دست آزارها و هتاکی هایت به هتل فرار می کند وتوسط دوستان خودت به فرودگاه می گریزد .

برایت متاسفم با وجـــــــــــــود وعــــــــــــده وعیدهای مادی ، با وجــــــــــــــود زرق وبرق های امــــــــــریکا با وجـــــــــــــود جاذبه شدید ادامه تحصیل ، با وجــــــــــــود اشک تمساح های پی درپی برای ممانعت از بازگشت من ، نتوانستی این ازدواج را این همجواری را برای آخرین لحظات ِ غروب زندگیت ، نگه داری .

برایت متاسفم عــــــــــقده های متاستاز داده شخصیتی ات ، روز بروز متعفن تر و وسیع تر ، ترا به مطرودی و کنارگذاری می کشاند . برایت و برای زبان ِ چکشی ات که تعفن وفاضلاب خُـــلقی ات را افشا می کند متاسفم .

آرزو دارم تا آخــــرین لحظه زندگی ات درعین سلامتی ظاهری از زبان ات از خُـــلق ات بکشی و بسوزی …. دراین زمان این جمله مرا بیاد بیاور که هروقت می خواستی زباله های درونت را به من بگویی میگفتمت :

اعــــــــــــــــــــــــــــوذُ بالله من لسانک ، اعـــــــــــــــــــــوذُ بالله من قولک و من خـُلقک !

دامن گیر خواهدشد آهـــــــی که….

Wednesday, August 18, 10 - Leave a Response

دامن گیــــــــــــــر خواهدی شد از آهـــــــــــــی که از شیطنت وجــــــــــود از دروغ  از ریای قـــــــــــــرآنی تزیین، به خــــدایم پناه می برد …

اعــــــــــــــوذ بالله من عملِک من قولک ….

1st things

Wednesday, August 11, 10 - Leave a Response

فردا اولین رمضان در چهــــــــــاردیواری تـــــــــــــــــو در چهارقدمی تــــــــــــو آغاز میشود . خیلی از اولین ها ، بس اسفناک ! زود پیداشدند بین مــــــــــــــــــــا ….

همین دوشب ِ قبل ، اولین تنها سپری کردن دو شبانه روز ، وتنها سفر رفتن تـــــــــــــــــــو ، بی هیچ وداع ، نه تلفنی از آنجا ….. ونه رهاورد ِ سفری در دستها یا کلام تـــــــــــــــــــــو …..

این اولین ها ، مصرانه وقاطعانه ها میخ ِ ماندن می کوبند …..

این نیز بگذرد ….

qurrelsome U

Tuesday, July 13, 10 - Leave a Response

كلا م ِ زهــــــــردار و خشمگين ٬ توشه هــــــــربار گفت و شنود با توست !! چه خشونت هاي كهنه اي كه سر باز مي كنند و چه كم عفيف حرفهايي كه مي پراكني ؟ كجا بودند اين عقده ها ي مسموم ؟ يعني كتاب حق تـــــــــــــرا ٬ كلامت را تطهيـــــــــــــــــر نكرد ؟؟

به چه بهايي دركنارت آمدم ! به چه قيمتي بمانم ؟؟

in your home

Monday, May 3, 10 - Leave a Response

 به قفا ماند یک سال پر فراز و نشیب !!

 پیش توام اکنون ، در اینجـــــــا……

فصل دیگری از یادگیری و زندگی درراه است .

ای آمـــــــــــــــریکا چگونه در هوایت ، صحت و شادمانی را تجـــــتربه خواهم کرد؟

 

confirmed seat

Thursday, April 15, 10 - Leave a Response

برای چک نهایی بلیت وتاریخ رفتن بسوی دورها کـــــــــــــــه تـــــــــــــــو هستی ، بدفتر امارات رفتم . روز3مـــــی هم چنان نزدیکترین تاریخ است وآنرا برایم قطعی کردند . از اینجا 25 بروم به امیر نشین ها تا 3 بسوی جایگاه تـــــــــــو بپرم ….

دلم می خواست از حال آنسوی دریاها ؛ از تــــــــو می شنیدم .ساکت شده ای به سکوت بنشینم .دلم می خواست از سرعتی که به روزهایم منتشر میشود واز چیزی مبهم که می دود به حال و درونم می گفتم از امیدی که به پایش آب می ریزم : روزی که به امروز برگردم بگویم چه خوب هجرتی چه خوب انتخابی …..

روزی که بگویم : امروزت بهتره از همیشه بهتره از همه عمر بوده ….. بامیــــــــــد آنروز

“The door to a new life is always open”

Thursday, April 8, 10 - Leave a Response

رنگ تازه ِ زندگی ، خوش لعاب وفام به شاخه ها به فراز در فرود منتشره…. رنگ چشمــــــــگیر سبــــــــــز ، رنگ تازگی ونشاط … من عاشق ِ سبزم سبـــــــز ِ تازه ، تازه وسبـــــــز ….

روزها روی به حرکت به سفـــــــــرمن اشاره نزدیک دارند … زود میاید رفتن ….

passpo

Friday, April 2, 10 - Leave a Response

کسی پیشنهاد کرد جواز را از طریق مهرآباد ارسال کنم . رفتم قسمت مراسلات هوایی ایران ایر . گفتند از این لاین نمیشه بروید دفتر آسمان ، آنها اینکار را می کنند(ارسال مدارک) ، مردد بود درمورد جواز ، تلفنی را برایمان یادداشت کرد وگفت بگید از طرف (..) هستید ان شااله بشود . آنجا هم مایوس مان کردند … جواز وطنی هرگز غیر وطنی ممکن !  از طریق مسافر بفرستید (ممنون از اطلاع رسانی) … راستی چرا ممنوع شده ارسال پستی پاسپورت ؟؟

wise words

Wednesday, March 31, 10 - Leave a Response

حقيقت دوستی بر پايۀ تمرين پی بردن، رغبت به احترام نهادن، و اشتياق به دانستن تفاوت ها ميان دو تن است، و دوستی تا جايی ممکن است که يکی ديگری را مثل خود نپنداری

Spring time

Wednesday, March 31, 10 - Leave a Response

کسی پیدا نمیشه پاسپورت را به سفارت ببره !! هرکی می خواسته ببره امیر نشین رفته ، هفته اول عید هم رفته ! نه هفته دوم ! ارسال توسط دی اچ ال و تی ان تی هم غیر قانونی است ….فعلا بهـــــــــــــــار را زندگی کنیم تا بعد

stillness

Friday, March 26, 10 - Leave a Response

فتیله را پایین بکشم باید ، به رفتن در کوچه ته کوچه های اعتماد – به هم راهی ِاطمینان بخش ، مقصود نیست … پت پت این شعله را نجوا های اینجا مزاحم خواهد بود …. پس به واگویی های خویش وخـــــــــــدا برسم …. پس ببندم این دفتر و از دود ِ دل آشوب و خانه  سوز  بی خبرت نگه دارم …این نیز بگذرد ! بی تردید …..

unlocked

Thursday, March 25, 10 - Leave a Response

انتظارش را به آخر می برم .طفلکی دو بار به شوق (پرواز بسوی تــــــــــــــــــو) به حرکت درآمد وهمراهم شــــــــــــــد . وبرچسب های فرودگاه و پرتاب به ریل های بار(گاه) هواپیما به تن اش نوید رفتن داد … حالا انتظارش بسرآید ..بروم تک تک از امیدواری خالی کنم اش…. دل چمدان را

haircut

Wednesday, March 24, 10 - Leave a Response

به خواست تــــــــــــو ، موها را بلند کرده ام … کاش به قد آنها از طول فاصله  های عمیق کاسته میشد …. واکنون چونان دستها ی بسمت ِ نیاز کشیده ؛ واجب القطع اند … مثل ِ انتظارهای کند گذر ، بایست کوتاه شوند … مثل ِ امیـــــــــــدواری که قطع شد ….اما دوست داشتن ات نـــــــــــــــــــــــــــــــه …

cracked!

Tuesday, March 23, 10 - Leave a Response

همینه! عشق همینـــــــــه : وقتی ضرورت نوازیدن ِ کسی تیمار ِ جان وتنی محتمل تر میشـــــــــه بذاری بری … یعنی حساب ِ کار را بکنی به هزینه های واضح نـــــــــــه بگی … یعنی نقطه بذاری پایان صفحه وببندی دفتـــــــری که خواننده ای درکنارت هست چه اهمیتی داره نظرش !… عشق همینــــــــــــه طبیب ِ دقیق !

 نگاه پُرشکوه اش را به صورتم وبه تــــــــــــوی ِ رفتنی حس می کنم … همانطور که تـَرَک برمی دارد نازک خانه ام ….

دست مریزاد اوستا کریم رحمتت را شکر …

هیچ

Monday, March 22, 10 - Leave a Response

تنت به ناز طبیبان نیازمنــــــــــــــد مباد ….. اسمش دوا ذکرش شفای آنی که شکست امـــــــــروز !!! بیماری ، نیازمندی است وعشقی که آنهارا حتی برای ســـــــــــــــه ماه تحمل نکند …. او ترا پاسخگوست در سکوت من …… او …. می داند چه برمن گذشت ….. دود وآه من از من گریزانند می ترسم از گزندشان به تـــــــــــــو…..

Norooz89

Sunday, March 21, 10 - Leave a Response

سال پر بار وبرکت ، فراوان مهـــــــر و رافت ، سرتاسر امیــــــــد ومعرفت ، برای عزیزان دلم خواهانم .عیدت مبارک.

worried

Saturday, March 20, 10 - Leave a Response

نگرانت ام . چندروزی است هیچ خبری از سمت وسوی تو نیامده !! امید و دعای تندرستی دارم ….

ill at ease

Saturday, March 13, 10 - Leave a Response

بی حوصله ام این روزهای پرتحرک اسفنـــــــــــد ! هرچه به یکسال درحال اتمام می اندیشم وخودرا می کاوم لایق ِ تاثیر استرس وناخوشی دوماهه متولد آن نمی یابم … نه وقت ندارم به تضعیف به تهدیدش جولان دهم .وقت ندارم اندک تلاطم مرا به کنار بزند … وقت نیست برای این ادا واطوارها……

نازک دل

Friday, March 5, 10 - Leave a Response

احساس ِ نخ نما شده ام به هر کنج بهانه ، می گریزد . دلم نوازنده دستانی می خواهد براین تاروپود . دلم آغوشی امن

 دلم آنرا حالا می خواهد……

red tape

Friday, February 26, 10 - Leave a Response

رونق ِ بازار به سمت  ” انتظار” کشش صعودی دارد !! اینجا و آنجا ! خوشحالم که اسفند ماه است خوشحالم که بهار  میاید …. شکوفه ها از من خوشحال تر وشکفته تر !!! چـــــــــــــه دستپاچــــــــــــــه !! هنوز ننه سرما نرفته بساط  ِ جوانه ها براهه !ســــــــــارق درکمین آنهاست ؛ ســــــــــــــرمای ناجنس کــــــــــــــی قصد ِ زوال شان می کند؟؟

بازار اینجا هم غلغله  است از همان نوارها :

Red tape !

characteristic me

Monday, February 22, 10 - Leave a Response

محترقه هایی که بایست از دسترس بعید باشند هرازگاهی به این یادداشت وارد میشوند تا بدانی ام وسیع تر :

  • I love my freedom and don’t like being tied down.

نمی خوانی نمی دانی

Tuesday, February 16, 10 - Leave a Response

اینجا برای آرام گرفتن ها وخود گشودگی هاست .اینجا برای تـــــــــــو نجوا کردن هاست .اما مدتهاست سری نزده ایی ، نمی خوانی ام !!!

اینجا برای خویشم گفتن هاست که ترا نزدیک ام ندارد ونمی بیند . شاید همین فاصله ، بایسته و زنده نگهدار رابطه هاست . شاید همین بهتـــــــــــــراست .من امــــــــا از مهــــــــــــــــرپروری تهی نیستم ..

Valentine و Birthday

Sunday, February 14, 10 - Leave a Response

 

چه تقارن قشنگی ! میـــــــــــــلادت و وروز دوستداران زنده دل وسرخ گون .

الهـــــــــــی از راستین دوستداران باشیم

تــــــــولدت شــــــــــاد باد .

کاش باهم بودیم اینروز را !

raising fondness

Friday, February 5, 10 - Leave a Response

 ! انگاری ازجنس همیشه بهاره یا از امتداد نــــــــــــــور وباران ؛ این  بالاترین ماندگار به گنبـــــــــد دوار

هرچه بنوشم تشنه ام کویری تر ، هرچه بدهم غنـــــــــی ام قارونی تر…

هرچه هست حالا با تــــــــــــو حس اش می کنم

First great Lady بانــــــــــوی نخست

Wednesday, February 3, 10 - Leave a Response

این خانواده  تاریخ شگفت را دوست دارم .این نخست بانــــــــــــو ی شاداب را دوست دارم .

امیدوارم روزی این سیمای دلنشین را رو در رویم ببینم .

revoking the petition

Friday, January 29, 10 - Leave a Response

هر تلاشی تا همراه  رفتن و کنار به کنار هم همسو  زیستن ، از روزگارما و خاطره های ما شــــــــــــــد …انصافاً چه صعود وفرودی چه درسهای گرانبهایی … حالا اگر به پایانش ببری این هم از ماندنی ها خواهد شـــــــــــد …. من به او باورمندم این هم شود او خواست بشود .

expression

Tuesday, January 26, 10 - Leave a Response

 به مدت کوتاهی که با تــــــــــوگذشت وبه حرفهایت فکر می کنم … به روزنه های نورانی آنهایی که دارند چشم دوخته ام و از همانجــــــــا مواظب ِ بهتر شدن حـــــال واحساس   ومنتظر ِ هوای تازه  “ابراز”  و تحکیم سستی های پیش آمده ام     …..

کودک احساسم این پا و اون پا می کند برای نا محدود شلوغ کردنها و پناهیدن به آغوش ها وبوسه ها ….

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.